تبیین رابطه بین عدالت آموزشی ادراکشده و سلامت روان دانشآموزان با نقش میانجی احساس ارزشمندی در مدرسه
هدف پژوهش حاضر تبیین تجربه دانشآموزان از رابطه میان عدالت آموزشی ادراکشده و سلامت روان آنان با تأکید بر نقش میانجی احساس ارزشمندی در مدرسه بود. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون انجام شد. مشارکتکنندگان شامل ۲۲ نفر از دانشآموزان دوره متوسطه دوم شهر تهران بودند که به روش نمونهگیری هدفمند و با رعایت تنوع جنسیت، پایه تحصیلی، نوع مدرسه و وضعیت تحصیلی انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری شد و فرایند نمونهگیری تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. ملاک ورود شامل تحصیل در پایههای دهم تا دوازدهم، تمایل به مشارکت، توانایی بیان تجربههای مدرسهای و رضایت آگاهانه بود. برای تحلیل دادهها از کدگذاری باز، محوری و انتخابی با کمک نرمافزار NVivo استفاده شد. اعتبار دادهها از طریق بازبینی مشارکتکنندگان، بررسی همتایان، ثبت مسیر تحلیل و مقایسه مستمر کدها تأمین گردید. تحلیل دادهها به استخراج پنج مقوله اصلی انجامید: «انصاف در فرصتهای یادگیری و دسترسی به منابع»، «عدالت در تعامل معلم ـ دانشآموز»، «ارزیابی عادلانه و بازخورد محترمانه»، «احساس دیدهشدن، تعلق و ارزشمندی در مدرسه» و «پیامدهای روانشناختی عدالت یا بیعدالتی ادراکشده». یافتهها نشان داد که عدالت آموزشی ادراکشده زمانی به سلامت روان دانشآموزان کمک میکند که دانشآموز احساس کند در مدرسه شنیده میشود، صرفاً بر اساس نمره قضاوت نمیشود، فرصت برابر برای رشد دارد و جایگاه انسانی او در تعاملات مدرسهای به رسمیت شناخته میشود. احساس ارزشمندی در مدرسه بهعنوان سازوکاری میانجی، اثر عدالت آموزشی را بر آرامش روانی، کاهش اضطراب، افزایش امید تحصیلی و تقویت خودپذیری توضیح داد. نتایج نشان میدهد که عدالت آموزشی تنها یک اصل اداری یا آموزشی نیست، بلکه تجربهای روانشناختی و رابطهای است که میتواند از طریق تقویت احساس ارزشمندی در مدرسه، سلامت روان دانشآموزان را ارتقا دهد. بنابراین، سیاستهای مدرسهای باید علاوه بر توزیع برابر منابع، بر کیفیت تعاملات، شیوههای ارزشیابی، شنیدهشدن صدای دانشآموز و ایجاد فرهنگ احترام متمرکز شوند.